تبليغاتX
ღ۩۞۩نـــــــــمـــــــــکــــــــدون۩۞۩.

ღ۩۞۩نـــــــــمـــــــــکــــــــدون۩۞۩.

×آخر هفته ها بخندید در نمکدون×

اومدم

هه!

باورم نمیشه!!

این مَنَم؟؟

اینجــــا!

بعد از چندین ماه!

آخرین مطلبم واسه دی ماه بوده!

حدود 16 دی ماه سال 1389!

الان چندمه؟؟

2 شهریور 1390

اوووووووووووووف

8ماه پیش!!

چطور از اینجا سر در آوردم نمیدونممم!

از اون موقع تا حالا هزار تا وبلاگ زدم ...هزار تا...

ساختم و تخریب کردم

ساختم و تخریب کردم...

چه جالب...

تو آخرین مطلبم که واسه دی بود نوشتم دارم میرم مسافرت!

چه فرجی بوده که الان بیام...دقیقا روزی بیام اینجا که باید بنویسم دارم میرم مسافرت!

هه!!

عجیبه!

وبلاگ جدیدم اینه:

www.niloo-jooon.blogfa.com

اگر خواستین تشریف بیارین!

این وبلاگم میمونه تا 8ماهه دیگه که بیام و بهش سر بزنم!

چه خاطراتی که اینجا مینوشتم!

اگر همچنان این وبلاگو نگه میداشتم الان باید 2سالگیشو جشن میگرفتم!

تُفـــ به من!

نه!

تُف تو روی اونایی که باعث شدن من اینجا رو ول کنم!

تُف تو روی اونی که همه چی از وبلاگ من دزدید و به روی خودشم نیاورد و همچنان هم داره به راه خودش ادامه میده!

تُف به روت بی غیرتــــــ


+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

خداحافظی

دیگه حوصله نوشتن ندارم...

یعنی حوصله وبلاگ نویسی و مسخره بازی هاشو ندارم...

دیگه هم اینجا نمیام...

شاید وبم رو حذف کنم...

شایدم بزارم بمونه...

خلاصه خوشحال شدم...

بسیار چیز مزخرفی بود...

دوستانی که تو کلوب عضون یا تو فیس بوک عضون...

منو اونجا پیدا کنید...

یا اسمتون رو بگین من پیداتون کنم...

خداحافظ برای همیشه......!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

خیلی جالبه...حتما بخونید!!!

پاسبان مردی به راهی دید و گفتا کیستی؟
گفت: فردی بی خیال و فارغ و آزاده ام

گفت: از بهر چه می رقصی و بشکن می زنی؟
گفت: چون دارای شور و شوق فوق العاده ام

گفت: اهل خاک پاک اصفهانی یا اراک؟
گفت: اهل شهر آباد و خوش آباده ام

گفت: خیلی شاد هستی، باده لابد خورده ای
گفت: هم از باده خور بیزارم، هم از باده ام

گفت: از جام وصال نازنینی سرخوشی؟
گفت: از شهوت پرستی هم دگر افتاده ام

گفت: پس شاید قماری کرده ای، پولی برده ای
گفت: من در راه برد و باخت پا ننهاده ام

گفت: پولی از دکان یا خانه ای کش رفته ای؟
گفت: دزدی هم نمی چسبد به وضع ساده ام

گفت: آخر هیچ سرگرمی نداری روز و شب؟
گفت: سرگرم نمازو سجده و سجاده ام

گفت: لابد ثروتی داری و دلشادی به پول؟
گفت: من مستضعف و مسکین مادر زاده ام

گفت: آیا راستی آهی نداری در بساط؟
گفت: خود پیداست این از وصله ی لباده ام

گفت: گویا کارمند ساده ای یا کارگر؟
گفت: بی کارم ولی از بهر کار آماده ام

گفت: بی کاری و بی پولی؟ پس این شادی ز چیست؟
گفت: یک زن داشتم، اینک طلاقش داده ام!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

آیا میدانستید؟


آیا می دانید سگ از نژاد اسب است و خود اسب هم از نژاد ماموت یا همان فیل های امروزیست؟

آیا می دانید یک نوع سمندر در آفریقا زندگی می کند که تحمل 16هزار ولت برق با فرکانس 50 هرتز را دارد و در این حالت بدنش تنها نوری معادل یک لامپ 70 وات تولید می کند؟

بقیه در ادامه مطلب....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

دوست پسرها و دوست دخترها


 قصد از گذاشتن این مطلب فقط سرگرمی و خنداندن شما بوده و ابدا قصد اهانت و توهین به هیچکدوم از پسرها و دخترها نداشته است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

مشــــهد

ســــــلام...

من اومدم مشــــهد...

الانم دارم از کافی نت هتل استفاده میکنم...

خاک بر سرها تو ویندوزشون یه یاهو مسنجر ندارن...

اه اه اه

مجبورم برم تو یاهو ایمیلم...مثله داهاتی ها...

خوب برای همتون دعا میکنم...

مخصوصا دوستای خوبم..محدثه،مینا،ملیکا...

دعا میکنم با هم یه جا بی افتیم...

خوب التماس دعا...

خداحافظ!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

سوالات چهار گزینه ای مخصوص آقایان!

1-  شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عیالتان را دوست دارید ؟!

الف) به اندازه تعداد سکه های مهریه اش !

ب) به اندازه تعداد قطعات جهیزیه اش !

ج) به اندازه تعداد صفر های جلوی مبلغ موجودی حساب بانکی اش !

د) به اندازه تمام ستاره های آسمان در روز !

۲ -  چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟!

الف) جوونی کردم !

ب) سادگی کردم !

ج) گول خوردم !

د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد !

۳ -  اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟!

الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید !

ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید !

ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید !

د) انشاا… بقای عمر ? تای دیگر باشه !

۴ -  ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟!

الف) املاک پدرش !

ب) دارایی پدرش !

ج) املاک و دارایی پدرش !

د) همه موارد !

۵ -  اگر عیالتان از شما بخواهد که برای کادوی تولدش یک گردنبد طلا بخرید چکار می کنید ؟!

الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور می شوید !

ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مریضی می زنید !

ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن می زنید !

د) آدرس یک بدلی فروشی کار درست را از دوستتان می گیرید !

۶ -  محبت آمیز ترین جمله ایکه به عیالتان گفته اید چه بوده است ؟!

الف) عزیزم ، امروز صبحانه چی داریم ؟!

ب) عزیزم ، امروز ناهار چی داریم ؟!

ج) عزیزم ، امشب شام  چی داریم ؟!

د) من واقعا … من واقعا عاشق …. من واقعا عاشق تو …. من واقعا عاشق تو روبچه با پنیرم !

۷ -  در کارهای منزل چقدر به عیالتان کمک می کنید ؟!

الف) در خوردن غذا با او همکاری می کنید !

ب) کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید !

ج) موقعی که عیالتان مشغول تمیز کردن منزل یا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشویق می کنید !

د) گاهی اوقات  کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید !

۸-  اگر عیالتان با شما قهر کند برای آشتی کردنش چه کار خواهید کرد ؟!

الف) شما هم با او قهر می کنید تا زمانیکه خودش بیاید منت کشی !

ب) از طریق بکارگیری سیستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتی خواهید داد !

ج) او را تهدید می کنید که اگر تا ?? بشمارید و آشتی نکند سریعا اقدام به اختیار نمودن همسر جدید می نمایید !

د) حاضرید یک چیزی هم بدهید اگر همیشه قهر باشد !

۹ – نظرتان در مورد این جمله چیست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )

الف) زیبا ترین جمله دنیاست !

ب) با معنا ترین جمله دنیاست !

ج) خوشحال کننده ترین جمله دنیاست !

د) تخیلی ترین جمله عصر کنونی است !

۱۰ -  در کل ، از زندگی با عیالتان راضی هستید ؟!

الف) اگر نباشم چیکار کنم ؟!

ب) چاره ای جز این ندارم !

ج) یک جوری داریم می سازیم دیگه !

د) بله که راضی هستم البته تا زمانیکه بتوانم پول مهریه اش را جور کنم !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

توصیه به خانم های جوان

اگر دوست دارید وقتى به خانه میآیید ؛ یکى دور و برتان بچرخد و خودش را برایتان لوس بکند و نشان بدهد که از دیدن شما واقعا خوشحال است...


* اگر دوست دارید وقتى غذا مى پزید ؛ یکى باشد که هر چه جلویش بگذارید با علاقه بخورد و هیچوقت هم نگوید که دستپخت مامان جانش بهتر از دستپخت شماست...


 


* اگر دوست دارید کسی را داشته باشید که همیشه ی خدا برای بیرون رفتن از خانه حاضر یراق باشد و هر روز و هر ساعتى که شما بخواهید همراه شما به کوچه و خیابان بیاید...


 

*اگر دوست دارید بقیه مطلب را بخوانید روی ادامه مطلب کلیک کنید*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

وب جدید

سلام بر دوستان عزیزم

یه خبر:

وبلاگ عزیز ما کل کل دختر و پسرا توسط یه ادم بیشعور مسدود شد. یعنی اون فرد به بلاگفا دروغی یه چی گفته بود  بلاگفا هم ندیده وب ما رو مسدود کرد.

ما دوباره یه وبلاگ دیگه زدیم خوشحال میشیم آدرس ما رو در وبلاگتون داغ کنید تا دوباره نویسنده هامون زیاد بشن و حتی خودتون هم عضو بشید...

نام وبلاگمون: جنگ جهانی دختر وپسر

آدرس: www.kalkal22.blogfa.com

منتظر همتون هستیم...

زودی بیاین!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

ترجمه برای بی سواد ها

سلام

بابا این پسرا سواد ندارن ما رو اسگل کردن...

هی این پسرا گیر دادن بیا ترجمه ش رو بزار...

ماشاا... دختر خانم ها مثله ماه با سواد تحصیل کرده ولی این پسرا مایه آبرو ریزی جامعه..

بابا برید کلاس زبان خوب...!

و اما ترجمه:

زن بودن واقعا کار سختی است. مشکل اصلی زنها این است که باید مدام با مردها سروکار داشته باشن!

جمله از: جوزف کنراد

رمان نویس انگلیسی

با اینکه مرد بوده ولی خوب گفته!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

من اومدم

سلام...

ببخشید دیر به دیر میام...

به خدا نه وقتش رو دارم نه حس و حالشو...

چند روزی هم که بلاگفا خراب بود...

فعلا میرم اگر مطلب بامزه ای گیر آوردم میام مینویسم...

یک جمله تو یک کتاب خوندم خیلی دوست دارم که برای شما هم بنویسم...

پس حتما بخونیدش:

being a woman is a terribly difficult task,since it consists principally in dealing with men.

هر كس ميتونه ترجمه كنه و معنيش رو بفهمه و اونايي كه نميتونن بگن تا در پست بعدي ترجمه ش رو بزارم.

فعلا باي...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

نظرسنجي از يك دانشجو

طي يک نظرسنجي از يک دانشجوي ورودي جديد و يک دانشجوي ترم آخري خواسته شد که با ديدن هر کدام از کلمات زير ذهنيت و تصور خود را در مورد آن کلمه در يک جمله کوتاه بنويسند.


جمله اول مربوط به دانشجوي ورودي جديد و جمله دوم مربوظ به دانشجوي ترم آخري.


رييس دانشگاه


1.مردي فرهيخته و خوشتيپ


2.به دليل اينکه در طي اين چهار پنج سال يک بار هم ايشونو نتونستم ببينم،هيچ ذهنيتي ندارم.


يک وعده غذاي سلف


1.بيفستراناگوف با سس کچاپ با نوشيدني خنک


2.چلو لاستيک به همراه افزودني هاي غير مجاز


کارت دانشجويي


1.کارت شناسايي و هويت دانشجو


2.تنها استفاده از اين کارت گرفتن فيلم از ويدئو کلوب است


خوابگاه


1.محل استراحت و سرشار از شادي و نشاط


2.مکاني براي همزيستي مسالمت آميز با سوسک و موش


کوئيز


1.امتحان ناگهاني استاد از دانشجو


2.لاف بزرگي که هرگز به تحقق نمي پيوندد


شب امتحان


1.شبي براي دوره کردن درسي که در طول ترم خوانده شده است


2.شبي که تا صبح بايد مثل ... درس خوند


جزوه خوش خط دخترها


1.بميرم از هيچ دختري جزوه نميگيرم،من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم


2.طلاي کاغدي


تقلب


1.يک روش غير اصولي و ناجوانمردانه براي نتيجه گرفتن در امتحان


2.تنها روش اصولي و مبتني بر عقل براي نتيجه گرفتن در امتحان


مشروط شدن


1.عمرا،من تو دبيرستان معدل کمتر از 18 نداشتم


2.نمک تحصيل در دانشگاه


وام دانشجويي


1.کمک هزينه براي دانشجو


2.مثل مهريه ميمونه کي داده کي گرفته


ازدواج دانشجويي


1.حرفش رو نزن من قصد ادامه تحصيل ذارم


2.کو؟کجاس؟کسي رو سراغ داري برام؟؟


حراست


1.ارگاني براي حفاظت از دانشجو از گزند خطرات


2.ارگاني براي حفاطت از دانشگاه از گزند دانشجويان


دانشجو


1.فردي که به دنبال علم آموزي و توليد علم است


2.ها ايي دانشجو که وگفتي يني چه؟؟؟!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

طرز تهيه مرد و زن

دوستان عزيز خواهشا نه خانوما نه آقايون بهشون بر نخوره چون قصد من شوخيه و مطلب طنزه!!

طرز تهيه زن:

۱- مقداري اكسيد اسكناس

۲- نيترات اتومبيل لوكس

۳- n كيلو طلاي 24 عيار

4- گاز عشوه

5- سولفور ناز

6- كاتاليزور چرب زباني

7- يه قاشق غذا خوري هورمون حسادت

 

 

طرز تهيه مرد:

1- مقداري اسيد دروغگويي

2- سولفات مكاري

3- سولفات كلك

4- كلربد غرور

5-  نيترات وقاحت وشرارت

6- كلرارت خسارت




پ.ن: روز مادر را به همه ي مادر هاي خوب دنيا به خصوص مامان جووون خودم تبريك ميگم!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

نويسنده

ســـــــلام

اومدم سلامي بكنم و برم....

راستي پويا ديگه اينجا نمينويسه بيچاره نميدونم چش شده تو وبلاگ خودشم ديگه نمينويسه...

اگر يه نفر خير پيدا ميشه بياد اعلام آمادگي كنه اينجا نويسنده بشه....

منتظرتونم

باي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

تنهایی...

در باغ « بی برگی » زادم

و در ثروت « فقر » غنی گشتم.

و از چشمه « ایمان » سیراب شدم.

و در هوای « دوست داشتن » ، دم زدم.

و در آرزوی « آزادی » سر بر داشتم.

و در بالای « غرور » ، قامت کشیدم.

و از « دانش » ، طعامم دادند.

و از « شعر » ، شرابم نوشاندند.

و از « مهر » نوازشم کردند.

 و « حقیقت » دینم شد و راه رفتنم.

و « خیر » حیاتم شد و کار ماندنم.

و « زیبایی » عشقم شد و بهانه زیستنم. 

                                     «دکتر علی شریعتی» 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

وبلاگ جدیدم

سلام

سلام به همگی

من نیلوفرم! (کی بگه چه عجب مدیر وبلاگ یک وقت کرد سری به کلبه ش بزنه)

خوب طبق معمول باید از زحمات آقا پویا تشکر کنم!

و کاری که داشتم رو بهتون بگم:

من و دوستانم یک وبلاگ به نام کل کل ازاد زدیم!

و تا الان منتظر پسرها و دخترها هستیم تا بی آیند و در وبلاگ ما ثبت نام کنند!

دوستان عزیزم منتظر حضور سبزتان در وبلاگ جدیدم هستم!

حتما بیایید و ثبت نام کنیدا...

میخواهم ما دخترا حال پسرا رو بگیریم!

بدویید.................

آدرس وبلاگ جنگ جهانی بین دختر و پسر:

جنگ جهانی بین دختر و پسر (وبلاگ خودم،کل کل آزاد)

منتظرتون هستما.. ..

فعلا...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

مترسک...

 یه مترسک ، یه مزرعه ، یه کلاغ!

 درون یک مزرعه دور افتاده

     مترسکی یکه و تنها بود

     خسته و دلگیر از تنهایی

   

   در بند بود   در اسارت عشقی اجباری  با مزرعه!

  هیچ نمی دید جز دسته ای از پرنده

                    که

                  همه می گریختند ز او

                                      و مترسک باز تنها بود...

 

روزی  دلش آزرده بود

شکست قفس خود و  لبخندی زد به دسته ای از کلاغ

  خواست در حضور مزرعه جشنی به پا کند

 خواست خط کشد بر هر چه سکوت

                            بر     ت ن ه ا ی ی!

 

 مترسک غافل بود از ویرانی مزرعه

 مزرعه بی صدا مرد !

 و مترسک باز تنها بود...

این است عاقبت عشق مترسک به کلاغ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

چشمهایت را ببند

به دوران کودکیت برگرد

بچه که بودی از زندگی چه میدانستی؟

نگاهت معصوم بود ،

و خنده های کودکانه ات از ته دل ،

بزرگترین دلخوشی ها داشتن اسباب بازی دوستت

پوشیدن کفش بزرگترها

و حتی خوردن یک تکه کوچک شکلات

بچه که بودی حسادت ،

کینه و نفرت در قلب کوچکت جایی نداشت ،

دوست داشتنت پاک و بی ریا بود ،

و بخشیدنت با رضایت ،

چاره ناراحتی ات لحظه ای گریستن بود و بس

و این پایان تمام کدورت ها می شد ،

و می خندیدی و در دنیای خودت غرق می شدی!

چه شد؟

بزرگ شدی؟؟

نگاه معصومت سردرگم شد ،

و خنده هایت از سر اجبار ،

اگر حسود نشدی ، اگر کینه به دل نگرفتی ، و اگر متنفر نیستی ،

یاد گرفتی که ببینی و تجربه کنی و مغموم شوی

می بخشی در حالی که رنجیده ای ،

با تمام وجود گریه میکنی اما از ته دل نمی خندی ،

برگرد !

باز هم کودکی باش سبکبار

روحت را آزاد کن

به خودت کمک کن تا از سردرگمی ها رها شوی ،

تا بتوانی دوباره نفسی بکشی ،

بخواه که تنها خودت باشی ،

می توانی ، تنها اگر بخواهی

باز هم زندگی کن ،

در انتظار لبخند گرم کودکانه ات

می توان بود….

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

عشق تو....

عشق تو ، توی وجودم ، عشق تو ، گرمی شب هام
مثل یک راز نگفته ، شعله می کشه رو لب هام

عشق تو ، توی وجودم ، عشق تو ، گرمی شب هام
مثل یک راز نگفته ، شعله می کشه رو لب هام


عشق تو ، خون تو رگ هام ، حس این چشم های گریون
تن تو ، گرمی آفتاب ، توی چله ی تابستون

لمس تو ، زیباییه ، یک شب رویاییه
حس به تو رسیدن ، معکوس تنهایی


دل گیرم از نفس هات ، بخند و آرومم کن
منو به جرم قلبم ، به رویا محکومم کن


عشق تو ، توی وجودم ، عشق تو ، گرمی شب هام
مثل یک راز نگفته ، شعله می کشه رو لب هام


عشق تو ، خون تو رگ هام ، حس این چشم های گریون
تن تو ، گرمی آفتاب ، توی چله ی تابستون

نقش تو ، زیباییه ، یک شب آفتابیه
تو رو نفس کشیدن ، انکار بی تابیه


مثل خورشید در برم ، تنم رو شعله ور کن
رویای هر شبم رو با ، یک بوسه معتبر کن


عشق تو ، توی وجودم ، عشق تو ، گرمی شب هام
مثل یک راز نگفته ، شعله می کشه رو لب هام


عشق تو ، خون تو رگ هام ، حس این چشم های گریون
تن تو ، گرمی آفتاب ، توی چله ی تابستون

تن تو ، ادامه ی جاده ی خورشیده
چشم تو ، نور رو تن لحظه پاشیده


تا تو با منی نگاهم ، خیس یک رویاست
با تو موندنی شدن ، چه قده زیباست


عشق تو ، توی وجودم ، عشق تو ، گرمی شب هام
مثل یک راز نگفته ، شعله می کشه رو لب هام


عشق تو ، خون تو رگ هام ، حس این چشم های گریون
تن تو ، گرمی آفتاب ، توی چله ی تابستون

عشق تو ، خون تو رگ هام ، حس این چشم های گریون
تن تو ، گرمی آفتاب ، توی چله ی تابستون

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

بایدها و نبایدها...

بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی
زیبــــا و آموزنده

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that, one gone never come back
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند

Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in human life are destroyed
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند

Alcohl
الکل

Pride
غرور

Anger
عصبانیت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that are most valuable
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند

Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند

Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

And how beautiful these three important things
in life perspective Dr.Ali Shariati stated
و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده

Do not rely on three things never
به سه چیز هرگز تکیه نکن

Pride
غرور

Lie
دروغ

Love
عشق

Gallop is human with pride
انسان با غرور می تازد

Be lost with telling lies
با دروغ می بازد

And dies with love
و با عشق می میرد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Happiness in our lives has three primary
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

Experience Yesterday
تجربه از دیروز

Use Today
استفاده از امروز

Hope Tomorrow
امید به فردا

Ruin our lives is the three principle
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret Yesterday
حسرت دیروز

Waste Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا


+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

پسرک

پسرک گفت : " گاهی اوقات قاشق از دستم می افتد . "

 

پیرمرد گفت : " من هم همینطور . "

 

پسرک آرام نجوا  کرد : " من شلوارم را خیس می کنم . "

 

پیرمرد خندید و گفت : " من هم همینطور "

 

پسرک گفت : " من خیلی گریه می کنم ."

 

پیرمرد سری تکان داد و گفت : " من هم همینطور . "

 

اما بدتر از همه این است که...  پسرک ادامه داد:آدم بزرگ ها به من توجه نمی کنند .

 

بعد پسرک گرمای دست چروکیده ای را حس کرد .

 

" می فهمم چه حسی داری  . . . می فهمم . "

 

( داستانکی از شل سیلور استاین )

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

یکی!

چند تا دوسم داری؟؟؟

همیشه وقتی یکی ازم می‌پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ

می‌گفتم...

ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم: یکی!!!

می‌دونی چرا؟ چون قوی‌ترین و بزرگ‌ترین عددیه که می‌شناسم...

دقت کردی که قشنگ‌ترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکی

هستن؟؟؟

ماه یکیه... خورشید یکیه... زمین یکیه... خدا یکیه...ُ 

مادر یکیه... پدر یکیه...

تو هم یکی هستی...

وسعت عشق من به تو هم یکیه...

پس اینو بدون از الآن و تا همیشه یکی دوستت دارم...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

تا کجا...

كجا مي روي؟؟باتوام,اي رانده شده حتي ازآينه ها. اي سرگردان حتي ازخودت.تاكجاي اين رفتن ورفتن

راهي براي تحقق ارزوهايت يافتي؟تاكجاي اينهمه نشستن جايي براي ماندن ديدي؟؟تاكجاي اين همه

 رفتن به رسيدن ,رسيدي؟ چه نصيبت شدازاينهمه رفتن ,ازاينهمه نرسيدن. توخودت راگم كرده

 اي.آخراين همه رفتن براي چه؟ به اينه اي كه شكستي خوب بنگر,جزخودت كه شكسته اي چه

ميبيني؟ازاينهمه رفتن جزشكستن خودت چه ديدي؟چه حاصلت شدجزاين تصويردردناك. حالادراين

ناكجاي رفتن باكه اينقدربلندحرف ميزني؟برسركه اينقدرديوانه وارفريادمي كشي؟ تمام شهرمات

ومبهوت نگاهت ميكنند.كسي نيست,باخودم حرف ميزنم و با خود حرف می زنی...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

عشق ...

اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي

 بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو ! " ايراني ها

 ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود ...

نامه ي چارلي چاپلين به دخترش : تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريان خودت

را نشان نده هيچ وقت چشمانت را براي كسي كه معني نگاهت را نمي فهمد گريان مكن

 قلبت را خالي نگاه دار اگر هم روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه

فقط يك نفر باشد و به او بگو كه تو را بيشتر از خودم و كمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا

اعتقاد دارم و به تو نياز ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

دل به دل راه داره

سلام

میدونم نباید بلافاصله بعد از پویا می اومدم و اینجا مینوشتم ولی خوب میخوام یک چیزی بگم !!

امروز داشتم به دوستم میگفتم خیلی وقته وبلاگم رو آپ نکردم حدود ۲۱ روزی میشه!!

پویا هم که آپ نکرده!!

گفتم امروز میام و اپ میکنم که یکهو دیدم وبلاگم آپ شده!!

حال کردم در حد لالیگا

دقیقا همون روز که من میخواستم بیام اپ کنم پویا اومده و اپ کرده!!

ماشاا... دل به دل راه داره!! (هوووووی چرا فکرای بد میکنی؟؟ بچه منحرف!!! )

همین دیگه

راستی باید بگم پویا جوون خیلی نوشته هات قشنگه و اینکه خیلی خوب مینویسی

وبلاگ نویسی رو باید بیاین از پویا یاد بگیرین!!

همین دیگه زیادی حرف زدم

شب خوش!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

آيدا در آينه

لبانت

به ظرافت شعر

شهواني ترين بوسه ها را به شرمي چنان مبدل مي كند

كه جاندار غار نشين از آن سود مي جوي

د تا به صورت انسان درآيد

و گونه هايت

با دو شيار مّورب كه غرور ترا هدايت مي كنند و

سرنوشت مرا

كه شب را تحمل كرده ام

بي آن كه به انتظار صبح

مسلح بوده باشم،

و بكارتي سر بلند را

از رو سبيخانه هاي داد و ستد

سر به مهر باز آورده م

هرگز كسي اين گونه فجيع به كشتن خود برنخاست

كه من به زندگي

نشستم!

و چشانت راز آتش است

و عشقت پيروزي آدمي ست

هنگامي كه به جنگ تقدير مي شتابد

و آغوشت

اندك جائي براي زيستن

اندك جائي براي مردن

و گريز از شهر

كه به هزار انگشت

به وقاحت

پاكي آسمان را متهم مي كند

كوه با نخستين سنگ ها آغاز مي شود

و انسان با نخستين درد

در من زنداني ستمگري بود

كه به آواز زنجيرش خو نمي كرد -

من با نخستين نگاه تو آغاز شدم

توفان ها

در رقص عظيم تو

به شكوهمندي

ني لبكي مي نوازند،

و ترانه رگ هايت

آفتاب هميشه را طالع مي كند

بگذار چنان از خواب بر آيم

كه كوچه هاي شهر

حضور مرا دريابند

دستانت آشتي است

ودوستاني كه ياري مي دهند

تا دشمني

از ياد برده شود

پيشانيت آيينه اي بلند است

تابناك و بلند،

كه خواهران هفتگانه در آن مي نگرند

تا به زيبايي خويش دست يابند

دو پرنده بي طاقت در سينه ات آوازمي

خوانند

تابستان از كدامين راه فرا خواهد رسيد

تا عطش

آب ها را گوارا تر كند؟

تا آ يينه پديدار آئي

عمري دراز در آ نگريستم

من بركه ها ودريا ها را گريستم

اي پري وار درقالب آدمي

كه پيكرت جزدر خلواره ناراستي نمي سوزد!

حضور بهشتي است

كه گريز از جهنم را

توجيه مي كند،

دريائي كه مرا در خود غرق مي كند

تا از همه گناهان ودروغ

شسته شوم

وسپيده دم با دستهايت بيدارمي شود

احمد شاملو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

خدایا...

خدايا تو را دوست دارم.

.تو را دوست دارم كه آسمان تنهايي مرا با مهرباني و لطافتت پر مهر و آرام ميكني

.خداوندا تو ميداني كه جز تو عشق بي نام نشان است

.تو خود خالق عشقي پس مرا نيز عاشق گردان

،به لطافت ستارگان تنهاي آسمان شب

،به قرائت آرام كلامت

،به نجابت اشكهاي غلطان بر گونه هاي گريان بنده سراپا گناهت

و به تمام خوبيهايت تو را سوگند ميدهم

.كه مرا تنها مگذار

.مرا تنها مگذار تا با آرامش حضورت بي نياز شوم

.مرا تنها مگذار كه مبادا نگاهم به نگاه بنده اي از جنس خاك محتاج شود

.دستان نحيفم را در غايت نياز به سويت ميكشانم

چشمان گريانم را ملتمسانه به درگاه بي شائبه ات ميدوزم

و از مناعت ذاتت ميخواهم كه مرا آرام گرداني تا در آرامش تو

.عاشق شوم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

خود کشی

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو می کشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصایب و رنج های فراوان یا بالعکس صورت می گیره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نیست ولی بسیار هیجان انگیزه و به یه بار امتحانش می ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اینکه چند بارش هم مردم ولی همچین بگی نگی بدم نیومد
برخلاف نظر خیلیها که می گن خودکشی خیلی راحت و سهله باید بگم نخییییییییر... اونجوریام نیست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشی هم جدا از این مطلب نیست
اول از همه اون کسایی که می خوان خودکشی کنن رو دسته بندی می كنیم
کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده
کسی که قاط زده (مثه من)
کسی که از زندگی خیر ندیده
کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببینه
و خلاصه هر کسی که یه جورایی به آخر خط رسیده
افراد بالا، به هرحال مستقیم به جهنم می رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه
شما جزو كدامیك از دسته های بالا هستید؟
اگه هستید ادامه مطلب رو بخونید و گرنه یه دسته جدید برای خودتون ببازید و بعد بقیه شو بخونید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

بی تو هیچم!!

سلام واقعا معذرت میخوام که این چند روز نبودم و وقت هم نکردم بیام و نویسنده جدید وبلاگم را معرفی کنم!!

خوب اول قبل از آپم نویسنده خوب دوم را معرفی کنم!!

پویا جووون دوست خوبم زحمت کشیدن نویسندگی دوم وبلاگم را پذیرفتن و الانم معرفتشون را دارن کاملا نشون میدن،هر روز یکی دو تا آپ میکنن!!

واقعا شرمنده معرفتشونم!!

امروز اومدم تو نظرات وبلاگم نظر خود آقا پویا را دیدم که نوشته بود نمیخوای خودتون یک آپی بکنین؟؟

دقیقا همون جا شرمندش شدم و اومدم تا یک جورایی معرفتم را ثابت کنم و اما اپم!!

 

lights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.gif

اگه مي خواي فراموشم کني تو بذار دوباره من ببينمت

واسه ي آخرين بار توي آغوش بذار بگيرمت

اگه هنوزم مي شنوي تو اين صدا رو

بيا بر گرد و ببين اين قلب ما رو

که ديگه غبار غم رو دل نشسته

بيا پاک کن اين همه گرد و غبارو

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

يادته گفتي چقدر غمگين مي خوني تو بزن شاد بزن تو هم ميتوني

حالا اين جا غمو با شادي ميخونم تا بگم بي تو من نه شاد نميمونم

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

اگه مي خواي فراموشم کني تو بذار دوباره من ببينمت

واسه ي آخرين بار توي آغوش بذار بگيرمت

اگه هنوزم مي شنوي تو اين صدا رو

بيا بر گرد و ببين اين قلب ما رو

که ديگه غبار غم رو دل نشسته

بيا پاک کن اين همه گرد و غبارو

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

يادته گفتي چقدر غمگين مي خوني تو بزن شاد بزن تو هم ميتوني

حالا اين جا غمو با شادي ميخونم تا بگم بي تو من نه شاد نميمونم

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

اگه مي خواي فراموشم کني تو بذار دوباره من ببينمت

واسه ي آخرين بار توي آغوش بذار بگيرمت

اگه هنوزم مي شنوي تو اين صدا رو

بيا بر گرد و ببين اين قلب ما رو

که ديگه غبار غم رو دل نشسته

بيا پاک کن اين همه گرد و غبارو

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

يادته گفتي چقدر غمگين مي خوني تو بزن شاد بزن تو هم ميتوني

حالا اين جا غمو با شادي ميخونم تا بگم بي تو من نه شاد نميمونم

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

اگه مي خواي فراموشم کني تو بذار دوباره من ببينمت

واسه ي آخرين بار توي آغوش بذار بگيرمت

اگه هنوزم مي شنوي تو اين صدا رو

بيا بر گرد و ببين اين قلب ما رو

که ديگه غبار غم رو دل نشسته

بيا پاک کن اين همه گرد و غبارو

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

يادته گفتي چقدر غمگين مي خوني تو بزن شاد بزن تو هم ميتوني

حالا اين جا غمو با شادي ميخونم تا بگم بي تو من نه شاد نميمونم

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره


+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  | 

دلم شکسته...

دلم بدجوری شکسته از کسی که هیچ وقت فکر نمی کردم دلم رو بشکنه

روزی که دلم رو شکست باخودم عهد بستم دیگه عاشق نشم. الان هم سرقولم هستم و دیگه عاشق نشدم و نخواهد شد.

به کی بگم که چقدر دوستش داشتم. گاهی اوقات یهو دلم هواشو میکنه.

یاد اون روزا بخیر که  هر چیز کوچیک رو بهونه می کردم و بهش زنگ می زدم تا صداشو بشنوم اما افسوس و صدحیف که گرگ هایی که اطرافم بودن نذاشتند من در کنارش باشم حتی اگر قرار نبود بهش برسم.

رسیدن بهش برام اصلا مهم نبود همین که عاشقش بودم واسم لذت بخش بود. می دونستم اگه بهش برسم همه چیز تموم می شه.

ای کاش می دونست که چقدردوستش دارم...

ای کاش ...

ای کاش ...

                                                                                       

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نیلوفر  |